امروز ۱۳۹۷/۰۴/۳۰

اندر حکایت شورایی شدن…

 

اندر حکایت شورایی شدن…

💢بمناسبت روز شورا💢

 

ميرلطيف موسوي مغانجوقي

شورا،امر مهمی که آدمی از لحظات اول فهم خویشتن با آن آشنا می شود،اکثریت ما با شورا و مشورت هنگامی آشنا شدیم که بزرگانمان با چهره ای برافروخته در مواجهه با مشکلات لفظ “چه کنیم” را بر زبان جاری ساختند
در پیروی نص صریح قرآن کریم،سیره پیامبر و احادیث متعدد و در جهت مشارکت مردم در امورات شورا به معنای امروزی در کشورمان تشکیل شد،امروزه حتی در دور افتاده ترین روستاها نیز شورا تشکیل شده است اداره امور روستا و شهرها با شورا انجام می شود.
از همان مطلع بنا نهادن شورا این امر با چالش های متعددی روبرو شد،آلودگی مقصد و مقصود نیک شورا به سیاست،انحراف از مسیر اصلی و گراییدن به امور فرعی و فراموشی منبع مشروعیت که همانا مردم است و قانون!
در مرقومه سعی بر آن دارم که اندکی از مصائب شورا و چالش فراموشی منبع مشروعیت توسط اعضای شورا را تبیین نمایم.

مشاهده مشکلات متعدد و لزوم احیای شورای مد نظر قانون اساسی زمام صبر از کفم ربود،با علم به خطیر بودن این مسئولیت و سنگینی بار شورا شدن و به دوش کشیدن بار رای و اعتماد مردم دل به دریا زده و وارد وادی شورا شدم،اعتماد مردم نصیبم شد و شورا شدم
پس از اتیان سوگند در جهت حراست از رای مردم کارم را شروع کرده و به خدمت مردم در آمدم،گاه مشکلاتی مشاهده نمودم که دلم را فشرد و همدوش با مردم روستایم و اعضای شورای اسلامی سایر روستا ها به واسطه حضورم در شورای بخش مرکزی شهرستان سلماس در طریق حل مشکل گام برداشتم،گاه همت و طاقت یاری ام كرد تا گره مشکلاتی را گشودم و گاه به بن بست رسیده و در مقابل گره های کور سر تسلیم فرود آوردم.
با این حال حس جنگیدن را دمی کنار نگذاشتم،آری جنگیدن برای احقاق حقوق مردمی که با هزاران امید و آرزو در دل نامم را در برگ رای نوشته و بر صندوق انداختند همچنین جنگیدن برای احقاق حقوق مردمان غیور ساکن در روستاهاي بخش مرکزی سلماس که شوراهایشان مرا مورد اعتماد قرار داره و به راهی شورای بخش مرکزی کرده بودند چه لذت بخش بود و گاهی چه جانکاه…
با این همه مصائب و دشواری،بی خوابی های شبانه از دردی که درد مردم بر دلم گذاشته بود لذت خدمت رسانی به مردم در هر کسوتی شیرین است و روحبخش و همین نیروی مضاعفیست برای همت بیش از پیش برای حل مشکلات مردم.

اما دغدغه اساسی ام و ترسی که بر جانم ریشه دوانده این بود که نکند روزی من هم منبع مشروعیت خود را فراموش کنم،نکند روزی برسد و نسبت به مشکلات مردم بی تفاوت باشم و روزی برسد که درد مردم درد من نباشد هر چند در مفهوم اعم شورا مشاهده می شود که برخی مردم را به وادی فراموشی رهسپار می کنند که این نیز موجب تالم است و درد.

امروز که برای اولین بار در دوره شورا شدنم به روز شورا برخوردم،علی رغم اینکه مراسم برپا شده جهت تکریم شورا در شان نام شورا نبود و میتوانست بیش از این جایگاه و منزلت شورا را به رخ همگان بکشد،علی رغم اینکه مباحث بیان شده توسط ناطقان گاها درد مردم و درد شورا نبود و ثناگویی بود ،مجددا بر هدف خودم مصمم تر شدم و ترس از یادبردن مردم را در دلم تقویت کردم.

🔸آری این ترس زیباترین ترس دنیاست
ترس از یاد بردن مردم

 

 

.

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

پاسخی بگذارید

کد امنیتی *