امروز ۱۳۹۸/۱۱/۱

معلوليت ، محدوديت نيست

شاید این گفته در نظر اول یک شعار یا یک سخن کلیشه ای به نظر برسد اما در واقع هستند کسانی که به این شعار جامه ی عمل پوشانده و خود را از قید و بند معلولیت و محدودیت رهانیده و علی رغم داشتن معلولیت هیچ محدودیتی آنها را از نقش آفرینی اجتماعی و زندگی شخصی منع نمی کند.

بانوي معلول سلماسي،خانم ليلا صوفياني از آندسته افرادي هست که با داشتن معلوليت اقدامات بي نظيري چه در کسب مدارج تحصيلي و چه در نقش آفريني اجتماعي انجام داده است.

خبرنگار سلماس نیوز به سراغ ايشان رفته است و گفتگويي با وي داشته است که به شرح ذيل است:

خبرنگار سلماس نیوز: خودتان را به صورت كوتاه براي ما معرفي كنيد ؟

ليلا صوفياني متولد۱۳۵۷, کارشناس ارشد روانشناسي

* از چه سني دچار معلوليت شديد ؟

از سن ۲ سالگي از ناحيه پاهايم  از نظر حرکتي  دچار معلوليت شدم ،  به لطف خدا و به کمک پدر و مادرم  در نحوه ي تربيت من به طوري عمل کردند که هيچ وقت اين معلوليت در زندگي من مانع تلاش و پيشرفت من نشد .

*با توجه به اينكه از دوران كودكي دچار معلوليت بوديد، معلوليت تاثيري در زمان ورود به مدرسه برايتان داشت؟ ( مانند سايرين در سن هفت سالگي به مدرسه رفتيد؟ )

در همان هفت سالگي مثل بقيه دانش آموزان در مدرسه ثبت نام کردم و سال اول رو به خوبي پشت سر گذاشتم , اما  سال دوم ابتدايي به علت عمل پاهام که در گچ قرار دادند يک سال استراحت کردم و سال دوم ابتدايي رو با يک سال تاخير شروع کردم و تا لحظه ديپلم هيچ وقفه اي ايجاد نشد . در دوران تحصيلي نيز هميشه جزء نفرات برتر  و ممتاز بودم حتي در دوران دانشگاه جز دانشجويان معدل الف بودم .

* با وجود محدوديت هايي كه داشتيد و محروميت هايي كه شامل حالتان ميشد، تصميم گرفتيد ادامه تحصيل دهيد، چه نيرو و انگيزه اي شما را به ادامه دادن سوق ميداد ؟

تا قبل از ازدواجم انگيزه ام براي ادامه تحصيلم اثبات اين بود که من هم ميتوانم مثل بقيه افراد موفق باشم. بعد از ازدواجم انگيزه اصلي من وجود دخترم  بود  وهمچنان دلم ميخواست ثابت کنم يک معلول هم ميتواند همانند بقيه افراد  سالم در جامعه زندگي کند , تحصيل داشته باشه و شاغل باشد .

* شما وضعيت معلولان را در جامعه چگونه مي بينيد؟ آيا آنها مي توانند همانند ديگران در جامعه حضور يابند؟

ما معلولين خيلي دوست داريم در جامعه باشيم , ولي متاسفانه انگار جامعه ما رو قبول نداره چرا که  بسترهاي فکري پذيرش تمام عيار معلولين در جامعه ماهنوز فراهم نيست .

* برخي معلوليت را يک بلا مي دانند و برخي موهبت الهي،به نظر شما معلوليت کدام يک از اينهاست؟

من  هميشه گفتم حکمت و تقدير الهي بوده ،   بنظرم بلا از طرف  جامعه نازل شده نه از طرف پروردگار، جامعه با نديده گرفتن توانايي هاي ما  يکسري شرايطي فراهم آورده که  بيشتر از بلا هست.

* نگاه شما به ازدواج معلولين چيست؟

در مورد ازدواج معلولين مقوله اي هست که من زياد در موردش صحبت کردم، يک معلول هم احساس دارد ، معلولين نيز مثل افراد سالم نياز به تشکيل خانواده دارند و نياز دارند ازدواج کنند ولي متاسفانه اکثر خانواده ها نميتوانند اين مورد را قبول کنند .

در ازدواج معلولين مهمترين  مسئله ژنتيک هست، معلولين نيز بايد قبل از ازدواج مواردي را در نظر بگيرند، ولي در حالت کلي من مخالف ازدواج معلولين نيستم , در ازدواج خودم هم ثابت کردم که معلولين نيز ميتونند ازدواج کنند

* برخورد خانواده همسر شما با مقوله ازدواجتان چگونه بوده است؟

هم خانواده من هم خانواده همسرم مخالف اين ازدواج بودند اما همسرم سرسختانه مقابل خانواده من و خانواده اش ايستاد , بعد از ازدواج من کل مخالفت ها کنار گذاشته شد و حال در اين ۲۰ سال نيز خيلي خوب با معلوليت من کنار امدند. رفتار خانواده همسرم اينقدز بامن خوب وعالي هستش که کنار آنها هيجوقت احساس معلوليت نميکنم و همسرم خيلي عالي با وضعيت من کنار آمده است و بعد از خدا بزرگترين تکيه گاه من هستند تا اخر عمرم مديون حمايت هاي همسرم هستم .

*در خصوص فعاليت ها و موفقيت هاي خود بگوييد؟

بنده موسس جامعه معلولين شهرستان سلماس در سال ۷۹ هستم و تا سال ۸۶ در اين مجمع فعاليت داشتم و از سال ۸۶ تا ۸۸ بعنوان مددکار اجتماعي خانه سالمندان فعاليت مي کردم و پس از آن به ادامه تحصيل پرداختم و تا کسب مدرک کارشناسي ارشد روانشناسي عمومي به تحصيل ادامه دادم.

از سال ۹۴ تا سال ۹۷ بعنوان مدرس با دانشگاه پيام نور سلماس همکاري داشتم،سه مقاله علمي نگارش کردم که در مجلات مختلف چاپ شده اند..همچنين نويسندگي ميکنم ونوشته هايم در مجلات مختلف چاپ شده اند.

*رابطه ي شما با دانشجويانتان چگونه است؟ آيا معلوليتتان در نحوه تدريس شما تاثير داشت ؟

همواره با دانشجويانم رابطه حسنه اي داشتم و صميميت خاصي در کلاس هاي من حاکم بود و اين صميميت دو طرفه بود انرژي فوق العاده اي از دانشجويان دريافت ميکردم،و اينکه معلوليت در نحوه تدريس تاثير داشت يا نه بايد عرض کنم که به هيچ عنوان اجازه ندادم معلوليتي که دارم در نحوه تدريسم تاثير گذار باشد و با همت خودم و مساعدت دانشجويان اين تاثير به حداقل ممکن رسيد.

*حرف پاياني به مسئولين…؟

همانطور که اشاره کردم بنده يک سال است ديگر تدريس نميکنم و دليل آن عدم وجود رمپ ويژه معلولين در ورودي دانشگاه پيام نور مي باشد،بنده قبلا با عصا مي توانستم راه بروم اما پس از مشکلي که يک سال قبل حادث شد ديگر توان حرکت با عصا را نداشتم و بايد از ويلچر استفاده ميکردم که عدم وجود رمپ در ورودي دانشگاه مانع ادامه فعاليتم شد و متاسفانه با توجه به اينکه ورودي دانشگاه پيام نور سلماس طوري نبود که بشود رمپ در آنجا تعبيه کرد خودم راضي به اينکار نشدم،اين مشکل در خصوص دانشجوياني که معلوليت دارند نيز ميتواند پيش بيايد حالا من بدليل اين مشکل خانه نشين شدم آيا دانشجوي معلولي که ميخواهد ادامه تحصيل بدهد نيز بايد مثل من خانه نشين شود؟

اميدوارم مسئولين با تسريع عمليات احداث ساختمان دانشگاه پيام نور اين مشکل را حل کنند.

مشکل عدم وجود رمپ ويژه معلولين در بسياري از ادارات و بانک ها وجود دارد و معلولين را با مشکلات عديده اي مواجه ميکند که اميد آن دارم روزي رمپ معلولين در همه اماکن عمومي و ادارات تعبيه شود و معلولين نيز بتوانند به اين اماکن تردد داشته باشند.

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

پاسخی بگذارید

کد امنیتی *